خرید بک لینک

تشخیص مامای دکترم از کمر درد شدیدم پشت تلفن احتمال سقط بود.بدوبدو با مامان و همسرم رفتیم پیش دکتر و لوبیای کوچولومو با دست و پاهای درحال حرکت دیدیم و از ذوق غش کردیم

برچسب: نویسنده: ساناز کریمی‌پور تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:56

نمیدونم چرا تنبل شدم تو نوشتن...
دکترم منع کرده روزه گرفتنو ...هرکی روزه میگیره توی این مهمونی خیلی به من و لوبیامون دعا کنه...محتاج دعاهاتونیم شدید

برچسب: نویسنده: ساناز کریمی‌پور تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:56

یه زوج جوان و تازه عروسی کرده ای(داره شش ماه میشه) هستیم که به زور داریم خودمونو توی نقش پدرو مادر جا میدیم...دیگه همسر بادیدن موی سفید احساس بدی نداره و من دیگه از نگفتن عروس بهم ناراحت نمیشم

برچسب: نویسنده: ساناز کریمی‌پور تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:56

اگه نمی نوشتم که امروز توی سونوگرافی غربالگری با دکتر خوش اخلاق کلی کیف نینی کوچولومونو کردیم خوابم نمیبرد.یه عکس ازش بهمون دادن نت باشه تو اینستا میذارم

برچسب: نویسنده: ساناز کریمی‌پور تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:56

همه ی خانمهایی که دیگه دارن به پنجاه میرسن میگن اول زندگی حرص آدم شوهرو حرف و فلانو نخورین اینا همشون رفتنی ان یه روزی نگاه میکنی هیچکودومشون دوروبرت نیستنو حرصها بهت مونده...اما کو گوش شنوا...

برچسب: نویسنده: ساناز کریمی‌پور تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:56

مرده داد میزنه.زنه که یهو جاخورده شروع میکنه به جیغ زدن که همینجاپیاده میشم من تو و این بچتو دوست ندارم.مرده پشیمونه.فرورفتم توی مبل تجدیدخاطراته انگار و بعدش سرنخواستن بچه چقدر الهی العفو گفتم

برچسب: نویسنده: ساناز کریمی‌پور تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:56

خونه مامانم استراحت مطلقم بخاطر فرمان دکترم.کمردرد امونمو بریده و همچنین دوری همسر .میاد یه سرمیزنه وقتی داره میره دم در ساختمون قیافه ی بغضیمو اخمو میکنم میگم بخدا دلم خیلی واست تنگه

برچسب: نویسنده: ساناز کریمی‌پور تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:56

بهش میگم قصه بگو تاخوابم ببره.میگه یکی بود یکی نبود و قصه ی اولین روز خواستگاری که توی همین ماه مبارک اتفاق افتاده رو میگه،میگه بقیشو فرداشب میگم.قسمتی که تونگاه اول عاشق شده نیش بازکن ترینش بود

برچسب: نویسنده: ساناز کریمی‌پور تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:56

مینویسه بسم الله الرحمن الرحیم .طرف راست شکمم یه اسم دختر که بنا به نذرمونه مینویسه و طرف چپ شکمم یه اسم پسر که خودش آرزوشو داشته و پایینش یه ان شااللهی که واقعا(( اگر خدا بخواهد))

برچسب: نویسنده: ساناز کریمی‌پور تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:56

یه مزیت دل دردکمردردها که نمیذاره شبها بخوابم اینه که زل میزنم به نیم رخ و تمام رخ خوابش،موهاشو فشن میکنم با ناخنم خط لب میکشم و گاهی هوس میکنم باناخنام تیکه ی لپشو بکنم

برچسب: نویسنده: ساناز کریمی‌پور تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 6:56

صفحه بندی